که ایم و کجاییم
چه می گوییم و در چه کاریم؟
پاسخی کو؟
به انتظار پاسخی
عصب می کشیم
و به لطمه ی پژواکی
کوه وار
در هم می شکنیم . احمد شاملو
دوست بزرگوار، آقای انواری مطلبی در مورد چگونگی و چرایی برخی از انواع اعتراضات مردم به حکومت نگاشت و با دعوت مستقیم از چند نفر با گرایش فکری و سیاسی گوناگون خواست تا نظر خود را در این مورد بنویسند. من هم با اجابت این دعوت در چند بند نظر خودم را می نویسم و از دوستان خواننده این پست هم دعوت می کنم که در صورت تمایل در این باره مطلبی بنویسند.
از قرار معلوم با تبلیغ برخی از سلطنت طلبان خارج نشین به سرکردگی شهرام همایون به اصطلاح جنبشی در اعتراض به رژیم جمهوری اسلامی قرار است در کشور ایجاد شود که در صحنه ی اجتماع به شکل دیوار نوشته هایی با عنوان "ما هستیم" و یا ایستادن در صف نان سنگک خود را نشان می دهد. من به دلایل متعدد با چنین حرکت هایی ( که معتقدم تمامن فاشیستی هستند) هیچ گونه همراهی و همدلی ندارم و در این فرصت به چند مورد اصلی آن اشاره می کنم.

ماهیت معترضان: معترضان به جمهوری اسلامی، گروه ها و گرایش های فکری متنوع و متکثری هستند و هر کسی از ظن خودش ابراز مخالفت می کند. معترضان درون کشور عمدتن گروه ها و احزاب و جریان هایی هستند که در پیروزی انقلاب و روی کار آمدن جمهوری اسلامی نقش داشتند و اعتراضشان به رفتار حاکمان جمهوری اسلامی است نه به ماهیت این رژیم. در حالی که مخالفان خارج نشین اساسن با ماهیت این حکومت مشکل دارند. سلطنت طلب ها نقض حقوق بشر توسط ج.ا.ا را دستاویزی برای دفاع از حکومت وابسته و فاسد و مستبد پهلوی دوم می کنند و در حالی که مدام دم از دموکراسی و آزادی و میهن پرستی می زنند دیکتاتور زاده ای را که ( هنوز قوره نشده مویز شده و خود را شهریار ملت ایران خطاب می کند و ) سال هاست تابعیت آمریکایی دارد، به عنوان منجی به مردم معرفی می کنند. در حالی از خف بیان و عدم تحمل مخالف در ج.ا.ا می گویند که خود هر صدای مخالفی را با داد و فریاد، پرخاش، تهمت و فحاشی پاسخ می دهند.
اشکال اعتراض و مخاطبانش: هر از چند وقتی شکل خاصی از اعتراض ها توسط تلویزیون های خارجی به شهروندان ایرانی ( بویژه تهرانی) پیشنهاد می شود که بی نیاز به هیچ توضیحی بیانگر شخصیت فاشیستی آنان است. پیشنهادهای احمقانه ای همچون بوق زدن ممتد در خیابان ها یا ریختن میخ در جاده ها برای پنچر شدن خودروهای عمال رژیم!!! که نتیجه ای جز برهم خوردن آسایش و امنیت همین مردمی که قرار است به آزادی و دموکراسی موعود سلطنت طلبان برسند، ندارد. اگرچه در ابتدای روی کار آمدن شبکه های تلویزیونی فارسی زبان بدلیل تازگی و جدید بودنشان نظر مخاطبان را به خود جلب کرده بودند اما با توجه به رویه ی غلطی که این شبکه ها در پیش گرفتند به تدریج از اعتبار افتاده اند و از تماشاگران پیگیر این برنامه ها به شدت کاسته شده است. آنها گرچه داعیه عشق به مردم دارند اما به روحیات و علایق مردم ( بویژه اعتقادات مذهبی اکثریت مردم ) بی توجه هستند. هجمه های شدید این شبکه ها به اسلام و بویژه شخصیت پیامبر اسلام موجب رویگردانی و بی توجهی قاطبه ی مردم به آنها و حتی نفرتشان نسبت به این سلطنت طلبان فاشیست شده است.
رهبران جنبش: شهرام همایون چگونه و طی چه فرآیندی لیاقت و شایستگی رهبری چنین جنبش هایی را دارا شده است؟ پیشینه ی فعالیت های سیاسی او چیست؟ و چه هزینه ای در این راه داده است؟ درست است که ما منتقد رفتار حاکمان ج.ا.ا هستیم اما آیا اینقدر به افلاس رسیده ایم که دست به دامان افراد بی ریشه ای چون شهرام همایون شویم؟ که با خیال راحت پشت میز خود می نشیند و در تلویزیونی که معلوم نیست با پول چه کسی راه اندازی شده از مردم درخواست کمک مالی به جنبش می کند! در حالی که مخالفان و منتقدان داخل کشور حتی توان بیان یک انتقاد نجیبانه ی از سر دلسوزی را ندارند و تحت شدیدترین فشارها قرار دارند! جنبشی که می خواهد به مردم خدمت کند خود نیز باید در خدت مردم باشد و رهبر و راسی از جنس مردم و برآمده از میان همین مردم داشته باشد نه کسانی که با امکانات گسترده ی مشکوک و نامعلوم می خواهند خود را به ملت تحمیل کنند! با داد و هوار نمی شود رهبری مردم را بدست گرفت!
اگر فرصت شد در ادامه هم مطالب دیگری درباره ی این مسئله می نویسم.
همین مطلب در سایت آینده نیوز